تبليغاتX
تولد
   
تولد
راجع به همه چیز
 
 
آرشيو مطالب

آبان 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

خرداد 1387

____________________
مطالب اخير

ای بر پدر و مادرت ....بلاگفا جان !

عجب وجدانی !

هیس ! بذار ببینم چی می گه ؟

نیم ساعت بخوابیم ؟

سوئیس

دیشب

ماشالله به غیرت شما !

قدر

م س ت ی

آرزو

____________________
پیوندهای روزانه

گذر

لینکدونی گوگل ریدری

مجالی برای عشق

____________________
پیوند ها

مینو صابری

آونگ خاطرات ما

مهندس گربه باز

دختر حوا

فرزاد حسنی

نگاه

آقا محی الدین

یکی از میان قدیسین

دکتر عطاالله مهاجرانی

اسپایدرمرد

دیرتش باد

یک پزشک

سلولی

بهاره رهنما

دختر ترشیده

میس شانزلیزه

توکای مقدس

علی.س

امید یگانه

ستاره

علی و فاطیما

حسین

شبگیر

لوچ خندان

ترانه علیدوستی

حسین پاکدل

خبرنگار

مجیک

خانم زیگزاگ و آقای زیپ

گل آقا

روزنامه اعتماد ملی

گیلاس خانومی

مرحم. نوشتن

اقلیما پولادزاده

Imagecave

مرکز اطلاعات فنی ایران

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

شنبه سی ام خرداد 1388

لطفا بگویید آمین

"به نام حضرت دوست که هستی سایه اوست "  



پروردگارا ! ای بزرگترین ! ای قدرتمندترین ! ای نیکو ترین ! 


تو سرچشمه همه خوبی هایی ، سرچشمه زیبایی ، سرچشمه حیات ، سرچشمه عدالت...

از تو نه عا جزانه ، که مؤمن به تو هرگز از عجز دم نمی زند ، که عاشقانه ، که عشق بر هر سختی

فایق می آید ، طلب می کنم ،


پروردگار من !

تو حقیقی ترین شاهد بر ظلمی هستی که  در همه اعصار تاریخ بر سرزمین مادریم و  دلاور مردان و شیر زنانش رفته است ،

تو بهترین شاهد بر خواسته مردمی هستی که  آزادگی  را بر  آزادی  ترجیح داده اند ،


تو منصف ترین شاهد بر مردمی هستی که همواره مصداق  " بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم ،

یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت "  بوده اند ،


تو همیشگی ترین شاهد بر مردمی هستند که در ظلمانی ترین لحظات شب به فروغ نادیده صبح امید بسته اند

، پرودردگارا ،

با من و مردمم مهربان باش ،

این روزها اسماعیل هاست  که در احیای عدالتی که تنها نامی از آن باقی مانده  است ، قربانی می شود...

یکی جان می دهد ، یکی نام می دهد و دیگری خلوت امن سالیان سکوتش را...

هر کس سهم خودش را ....

با امید...

اگر خواست و اراده تو با امید و غیرت و حمیّت من همراه شود ، هر نا ممکنی را ممکن می سازد !

پس همراهم شو !

پروردگارم ! همراه شو !

نخواه مردمم ، خاکم ....با بی عدالتی به زیر یوق خفت و خواری کشیده شودند...

تو اگر بخواهی...

در همه نوشته هایی که به نشانه برایم فرستادی ، از اوستا ، تورات و انجیل و قرآن ، بسیار از مردمی یاد کردی که به رغم اندکی تعدادشان در برابر لشگریان مجهز و قدرتمند  به خواست تو ، و با تکیه به حقانیتشان پیروز شده اند...

اینبار نیز تو بخواه !

آنچه من می خواهم در برابر خدایی تو ناچیز است،

آرامش را به کوی و برزن شهرهای مام وطن بازگزدان

لبخند آزادگی را بر لبهای هم میهنانم بازگردان

طعم واقعی عدالت را به ما محرومان همیشگی از این لذت بهشتی  ، بچشان...

این روزها مردمم را جور دیگری می بینم...

مردمی که تا همین چندی پیش از سر گرانی فشار زندگی چنان قامت خمیده بودند که حتی برای هدیه کردن "سلامی" به یکدیگر سر بلند نمی کردند ، امروز سربلند در کنار یکدیگر برادر وار ، در سکوت  و دوشاودوش مبارزه می کنند...

خداوندا !

تو بزرگتر از آنی که در پیشگاهت لابه و مویه کنم ،

تو برتر از آنی  که قسمت دهم ،

من فقط یک چیز می دانم :

" تو  ، خدای منی  "

و من همه چیز را از خدایم می خواهم !

با من چنان کن که در خور خدایی توست ، نه آنچنان که در خور بندگی من است !  


                                                                                                           آمین